السيد الخميني

139

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

و پول نفت را با « كالا » مىدهيم ؛ كالايش هم عبارت از اسلحه‌هاست ؛ با اين اسم براى خود امريكا در ايران پايگاه دارند درست مىكنند . درد ملت ما اين است كه [ شاه ] يك آدم خيانتكارى است ؛ خيانتكار ، پسرْ خيانتكار ، پدرْ خيانتكار ، خودش هم خيانتكار . همهء دستگاهها در ايران غير قانونى است و حالا ديگر ملت به تنگ آمدند ، نمىخواهند . الآن بچه‌هاى مدرسه تا پيرمردها مىگويند ما نمىخواهيم اين را . رفراندم بالاتر از آنچه كه يك ملتى همه بگويند نمىخواهيم ؟ خوب معنايش اين است كه اين شاه ، شاه نيست ديگر . شاه با آراى ملت بايد شاه باشد ؛ وقتى آراى ملت بر خلاف شد ، ديگر شاه نيست . مجلس ، وقتى آراى ملت نباشد ، مجلس نيست . مجلس ما كه از اول هم مجلس نبود ! خوب ، ما تاريخ اينها را داريم ؛ من خودم تاريخ اينها هستم . من يادم هست از آن وقتى كه رضا شاه آمد و كودتا كرد تا حالا ؛ همهء اين مسائل من يادم هست ، مجلس مؤسسانشان را من يادم هست كه با سرنيزه درست شد ! اين مجلس [ را ] ما داشتيم ، چه روزى ما مجلس داشتيم ؟ هيچ روزى ، از زمان رضا شاه تا حالا ، ما هيچ روزى يك مجلسى كه مردم با اختيار خودشان بروند [ كنار ] صندوق ، رأى بدهند ؛ همچو مجلسى هيچ وقت ما نداشتيم تا الآن . الآن اين اجزايى كه در مجلس هستند ، همه شان خيانتكارند ، براى اينكه همه مىدانند كه با امر شاه آمدند در مجلس و ملت اطلاع ندارد . اول اشكالى كه به تمام افراد مجلس هست اين است كه شما مىدانيد ؛ شما را نمىشود گفت داخل در مجارى امور نبوديد و از ماوراى جوّ آمديد ! شما توى اين مردم ، مطلع تر از خود اين ملت هستيد و مىدانيد كه آمدن شما در مجلس به تصويب مردم و انتخاب مردم نبوده است ، اين انتصاب شاه هست ؛ « مأموريت شاه » هست ! از سفارت « ليست » آوردند و تعيين كردند شما را . شما اين را مىدانيد و رفتيد مجلس . اول اشكالى كه به آنهايى كه الآن مىگويند ما ملى هستيم ، اول اشكال اين است كه شما چرا توى اين مجلس رفتيد ؟ مىگويند مجبور بوديم . آخر كسى شما را مجبور نكرد كه حتماً بياييد برويد به مجلس . خودتان هم داوطلب بوديد و رفتيد ، با همهء كارها هم موافقت كرديد ، حالا مىگوييد كه ديديد يك ورقى ، خوب اين طرفى